نامه امام علی(ع) به مالک اشتر: ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی، فردا به آن چشم نگاهش مکن، شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی دارابکلا بهشت ساری

دارابکلا بهشت ساری
تاریخی-آموزشی_جغرافیایی
پيوندهای روزانه

بسمه تعالی

اختلالات خوردن و اشتها

 همه ما دوست داريم تصوير مثبتي از ظاهر و شخصيتمان نزد ديگران داشته باشيم . آيا تا به حال فكر كرده ايم تصوير ذهني ما از بدنمان و شكل و وزنمان چگونه است؟ بيشتر دختران ظاهر طبيعي بدنشان را دوست ندارند و مي خواهند از هر راه ممكن خود را مطابق الگوهاي خاص تغيير دهند . در اين بين حتي دختراني كه استخوان بندي درشتي دارند نيز سعي ميكنند خود را شديدا لاغر كنند . اصرار به داشتن بدني متناسب و ايده ال گاه منجر به گرفتن رژيم هاي افراطي و خطرناك مي شود (بي اشتهايي عصبي) و يا فرد غذا را در مدتي محدود مي خورد اما عمدتاً آن  را بر مي گرداند .

بي اشتهايي عصبي( آنورکسیا) :

بي اشتهايي عصبي يك اختلال رواني مي باشد كه طي آن فرد علي رغم گرسنگي از خوردن غذا به حد كافي امتناع مي كند و وزن زيادي كم مي كند . معمولا اين بيماري به دنبال رژيم گرفتن عادي آغاز مي شود و در اين شرايط فرد علي رغم لاغري زياد تصور معوجي از بدن خود دارد و خود را چاق تر از حد طبيعي و واقعي خود مي داند .

تشخیص:

معیارهای تشخیص بی اشتهایی عصبی(آنورکسیا) عبارتنداز:

- امتناع از کسب حداقل وزن طبیعی

- ترس شدید از چاق شدن

- ادراک شخصی تحریف شده از تصور بدن خود

و ...

در مورد کاهش وزن باید ساختمان بدنی شخص ،سابقه ی وزن و نیز سن و قد وی را در نظر گرفت.این معیارها در دوران کودکی یا اوایل نوجوانی ممکن است به جای آن که اتلاف وزن باشند،ناتوانی کسب وزن مورد نظر به شمار آیند.

نگرش وطرز تفکر توام با وسواس که مشخصه افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی است ،شاخص تر از علائم فیزیکی این مشکل هستند.

مشخصات آنورکسیا:

-ترس از چاق شدن

- رفتارهای غیر عادی در خوردن

- نیاز به داشتن کنترل

- آثار گرسنگی

اولین نشانه ی آنورکسیا، وحشت از چاق شدن است.افراد مبتلا فکر می کنند که بدنشان بیش از حد بزرگ است و آن ها را به امتناع از خوردن حتی زمانی که کاملاً لاغر و نحیف شده اند، ادامه می دهند.آن ها هدف لاغر شدن را بی وقفه دنبال می کنند و پیوسته منکر عواقب پزشکی رفتار خود می شوند.عزت نفس افراد مبتلا به آنورکسیا شدیداً به شکل بدن و وزن آن ها وابسته است.

آن ها عموماً کمتر از هزار کالری در روز غذا می خورند و منکر گرسنگی خود می شوند. زمانی که آن ها تلاش می کنند تا کنترلی این چنین را حفظ کنند،ممکن است به ورزش های طاقت فرسا رو بیاورند،به طرز افراطی بخورند و سپس خود را وادار به استفراغ یا استفاده از مسهل وسایر داروها نمایند،اگر چه بیش از حد خوردن و تمایل به بالاآوردن آن چه خورده شده در بزرگسال کمتر دیده می شود .در میان این افراد، امتناع از خوردن رایج است؛ آن ها از خود زرنگی نشان داده به نقاطی می روند که غذارا دور بریزندو از خوردن بپرهیزند.بسیاری از نشانه های فیزیکی و علائم مرتبط با آنورکسیا به دلیل این آثار هستند. مشهودترین این نشانه ها ،لاغری است.از جمله سایر علائم عبارتند از:حساسیت به تغییر دما ،خشکی پوست،ریزش شدیدمو در پشت،صورت وبازوها،کندی ضربان قلب،پایین بودن فشار خون و یبوست.

 

پرخوری عصبی(بولیمیا):

افراد مبتلا به بولیمیا عموماً الگوی پرخوری و بالا آوردن را از خود بروز می دهند.پرخوری با مصرف سریع مقدار زیادی غذا واحساس نداشتن کنترل بر پرخوری،مشخص می شود. اگرچه بسیاری از کودکان ونوجوانان ممکن است مقدار زیادی غذا در هر وعده مصرف کنند،ولی افراد مبتلا به بولیمیا در هر مکانی 3000تا 20000 کالری را در هر وعده به طور عادی مصرف می کنند و این مصرف چندین بار در روز تکرار می شود.این افراد زمانی که در می یابند استفراغ آن ها را قادر می کند تا آن جا که می خواهند بخورند،بدون آن که چاق شوند،احساس شادمانی می کنند.

افراد مبتلا به بولیمیا پیوسته تلاش می کنند تا با رژیم های غذایی سخت گیرانه مصرف انواع مسهل یا داروها و تمرینات ورزشی شدید وزن خود را کم کنند.

افسردگی ،اضطراب و بی ثباتی هیجانی در این افراد بسیار شایع است؛ و این آثار روان شناختی می توانند دور خطرناکی ایجاد کند که منجر به خطر جدی خودآزاری و خودکشی شود.

معیارهای تشخیص برای پرخوری عصبی(بولیمیا):

- به دفعات مکرر خوردن

- تلاش مکرر برای کاهش وزن

خودارزشیابی که به طرز افراطی متاثّر از شکل بدن و وزن آن است.

بولیمیا:

ویژگی های شاخص بولیمیا عبارتنداز:

- تمایل مقاومت ناپذیر نسبت به خوردن بیش از حد که با واداشتن خود به استفراغ ادامه می یابد.

- شکل های متفاوت رفتار پرخوری

-توجه افراطی و دائمی به وزن وشکل بدن

-بی ثباتی هیجانی

علل:

از عوامل مؤثّر در این اختلال ها:

- وراثت: شواهدی دال بر وجود پایه ای وراثتی برای اختلال های خوردن وجود دارد. اگر چه تمایل به سوی چاقی ممکن است وراثتی باشد،در کودکان زیر 10 سال عنصر محیطی تأثیر چشمگیری بر آن دارد. در نتیجه آن چه اهمّیّت دارد، نیاز به آموزش به کودکان در کنترل رفتار خوردن از سنین کودکی است.

- عملکردهای مغز:

عملکرد نامناسب  هیپوتالاموس در آنورکسیا مطرح شده است.

- عوامل فردی:

تغییرات فیزیکی چالش های فردی که در دوران نوجوانی به وقوع می پیوندد، ممکن است مشکلاتی را ایجاد کنند که منجر به اختلال های خوردن

شوند.برخی از ویژگی ها مانند فرمانبرداری، کمال گرایی و وابستگی را با آنورکسیا مرتبط دانسته اند. برعکس، بی ثباتی و ناتوانی در مهارت های بین

فردی و ساماندهی فشارهای روانی، از ویژگی های  مشخّصه  افراد مبتلا به بولیمیا است.

- عوامل خانوادگی:

شواهدی دال بر تعارض ، روابط وتعاملات مختل در میان افراد خانواده مبتلا به اختلال های خوردن وجود دارند.در آنورکسیا ، عموماً یک مادر بیش

حمایت گر ،به دلیل رفتارهای دخترش به سوی موقعیّتی توأم با اضطراب شدید سوق داده می شود.در مقابل، فرد مبتلا به بولیمیا ، ساختاری ضعیف و سازمان نایافته دارند،از نظر هیجانی بی تفاوتند و تأکید کمی بر مستقل بودن دارند.

- عوامل اجتماعی و فرهنگی:

نارضایتی فرد از ظاهر بدن خود، ممکن است ناشی از فشارها برای همرنگ شدن با جامعه باشد.تأکیدی را که بر روی جذّابیت ظاهری ،لاغری و رژیم غذایی می شود،همراه با فشاری که برای تحقّق آن ها بر فرد وارد می آید با افزایش احتمال  اختلال های خوردن در ارتباط می باشد.عوامل اجتماعی – فرهنگی در موارد چاقی نیز مطرح هستند.

- رویدادهای آشکارساز:

در بیشتر مواقع نقطه ی شروع این اختلال ها، وقایع فشارزایی چون جدایی و فراق، فروپاشی خانوادگی، بیماری فیزیکی و حتّی طرد شدن از سوی همسالان و شکست تحصیلی است. عوامل آشکار ساز ممکن است حتّی مسخره شدن از سوی خانواده و یا دوستان و یا آمادگی برای امتحان را هم شامل شوند.

-رژیم غذایی و متابولیسم:

رژیم غذایی و عدم فعالیت فیزیکی ،و نیز عوامل متابولیک و غدد درون ریز در چاقی مؤثّر شناخته شده اند.کودکان ممکن است غذای خود را کم تصوّر کنند ،و در نتیجه بیش از حد بخورند،امّا معمولاً خانواده او را به پرخوری تشویق می کنند.این وضع منجر به تشکیل سلول های پربی بسیار زیاد می شودکه غیر قابل بازگشت هستند و در پی آن تمایل بدن برای ذخیره ی چربی بیشتر می شود.

درمان:

اختلال های خوردن مشکلی جدّی وتهدید کننده است که به اقدام وسیع تخصّصی نیاز دارد.معمولاً درمان پیشنهادی شامل ترکیبی از رفتار درمانی،اقدام شناختی،فرددرمانی و خانواده درمانی و در برخی موارد دارو درمانی است.

رفتاردرمانی:

در مورد آنوکسیا، تقویت مثبت(  مثل دسترسی با امکانات تفریحی) و تقویت منفی( مثل بستری شدن)به کار برده می شوند تا فرد برای کسب وزن بر طبق هدف های تعیین شده ،برانگیخته شود.همزمان با این اقدامات ،وقتی فرد در معرض غذا قرار می گیرد ، تشویق می شود که در مورد احساساتش صحبت کند.در بولیمیا بر عکس،تمرکز معمولاً بر اقدامات عملی است.مثلاً در دسترس نبودن غذا، پرهیز از موقعیت های اضطراب زا و پیشبرد راهبردهای تحمل و مقاومت در حهت کسب وزن بیشتر و کاهش رفتارهای مناسب.

-اقدامات شناختی( شناخت درمانی):

اقدام شناختی عبارت است از تشخیص و بررسی افکار،باورها و ارزش های نامناسب فرد و جایگزین کردن نوع مناسب افکار،باورها و ارزش ها با آن ها است.

- فرد درمانی:

در فرد درمانی بر ایجاد روابط توأم با اطمینان با درمان گر و کشف احساسات او ،در جهت آگاه سازی بیمار از آثار مخرّب رفتارهای گرسنگی یا پرخوری بر وضعیّت عمومی او تأکید می شود.

- خانواده درمانی:

تأکید در خانواده درمانی عمدتاً بر تعاملات خانوادگی و شکل دادن به خطوط ارتباطی روشن در خانواده است. درمان همزمان بر روی خانواده ها و نوجوانان ،افزایش وزن دائمی و بهبود سازگاری فرد دچار آنورکسیا را به خصوص در مراحل ابتدایی بیماری نشان داده است.

- دارو درمانی:

داروهای آرام بخش مقاومت در برابر خوردن را کاهش می دهند و باعث افزایش وزن می شوند،ولی عوارض جانبی این داروها حاکی از آن است که استفاده از آن ها به ندرت موجّه است.هم چنین استفاده از محرک های اشتها آور و داروهای ضد افسردگی ها نیز موفّقیّت اندکی را نشان داده اند. و نیز خاطر نشان کرده اند که مصرف داروها فایده چندانی ندارند.

 معلّمان چه کمکی می توانند بکنند؟

مدارس و معلّمان می توانند در پیشگیری و شناخت زودرس اختلال های خوردن ،و نیز از نظر فراهم کردن حمایت برای افراد دارای سابقه ی خوردن در مدارس معمولی بسیار مؤثّر باشند.

- افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان:

چون شکل ظالهر بدن و عزّت نفس در نوجوانان ارتباط نزدیکی با یک دیگر دارند، معلّمان با به کار گیری اقداماتی می توانند در افزایش عزّت نفس دانش آموزان مؤثّر باشند.ایشان می توانند دانش آموزان را تشویق به داشتن احساس خوب درباره ی خویش کرده و به آنان کمک کنند که خود را آن گونه که هستند بپذیرند.احساس شکست به آن ها القاء نشود ، به خصوص در شرایطی که والدین از آن ها انتظارهای زیادی دارند.

- آموزش تغذیه صحیح:

ارتباط میان عادات غذاخوردن در سال های اوّلیّه زندگی و اختلال های خوردن که بعدها حادث می شوند،تشویق دانش آموزان به داشتن عادات غذایی صحیح از سوی معلّمان ،پر اهمّیّت می کند.مدارس می توانند با فراهم کردن یک رژیم غذایی مغذّی ولی جذّاب در غذای مدرسه، مدل خوبی را برای تغذیه ارائه کنند.در عین حال ایجاد موقعیّت های شرکت در فعّالیّت های ورزشی و کسب عادات ورزشی مناسب در طول ساعات مدرسه و یا زمان های بعد از مدرسه مؤثّر هستند.

-پیش داوری های دلسرد کننده:

پیش داوری نسبت به دانش آموزانی که به نوعی مثلاً از نظر فرم و اندازه ی بدن و یا عوامل دیگر متفاوت با دیگرانند، از همان سال های اوّلیّه آموخته می شود.کودکان چاق معمولاً با چنین پیش داوری هایی روبرو هستند و لی این مسأله ، مشکل افراد بسیار لاغر هم هست.به عنوان مثال چاقی در کودکان با صفاتی چون  متقلّب بودن،نامرتّبی ، تنبلی، کندذهنی و بسیاری صفاتی منفی دیگر همراه است.این گونه برخوردها موجب منزوی شدن بیشتر و در نهایت افسردگی آنان می شود.در نتیجه اهمّیّت دارد معلّمان الگوی خوبی باشند و دانش آموزان را به پذیرش دیگران به همان صورتی که هستند،تشویق کنند.

- اقدام در مورد دانش آموزان آسیب پذیر:

شناخت دانش آموزانی که نسبت به اختلال های خوردن آسیب پذیرند،منجر به آن می شود که ان ها تحت کنترل در آیند و از حمایت مناسب بهره مند شوند.

معلّمان می توانند از طریق کمی، مددکاری فردی در ارتباط با تغذیه مناسب و مغذّی با کمک مثلاً پرستار مدرسه از کودکان حمایت کنند یا این که اولیاء را به دریافت کمک از طریق پزشک عمومی تشویق نمایند.

 

-حمایت ازافراد مبتلا به اختلال های خوردن:

اختلال های خوردن غالباً محرک هیجانات شدید چون نفرت، خشم وناکامی می شوند.و می توانند  برای دیگران ،حتّی درمانگر بیمار، آزاردهنده باشند.در حالی که در بیماری بولیمیا با زیاده روی و حرص بیمار مواجه می شویم ،مصمّم بودن فرد مبتلا به آنوکسیا برای گرسنگی کشیدن آزاردهنده وگیج کننده است. ممکن است افراد حرفه ای نیز مانند اعضای خانواده میان عصبانیّت و اضطراب سرگردان باشند، واین امر می تواند منجر به داشتن موضعی بی ثبات شود.تعابیر متفاوت از رفتار بیمار می تواند منجر به تنش میان افراد متخصّص شود.در نتیجه، اختلال های خوردن می تواند باعث آشفتگی و مزاحمت بسیار کسانی شود که تلاش می کنند به فرد بیمار کمک کنند و ناآگاهی از این نکته تلاش آن ها را بی ثمر می کند.معلّمان برای مدیریت بر چنین مواردی باید علاوه بر داشتن روابط نزدیک با خانواده در جستجوی دریافت کمک و حمایت از افراد متخصّص در زمینه ی بهداشت روانی نیز باشند.

 باقر آریایی فر :

منبع: بهداشت روانی در مدارس /ماری اتکینسون ،گری هورن بی؛ مترجم:دکتر اکبر رهنما ، محمد رضا فریدی  ، تهران :ناشر:آییژ ،1383

 

 

[ چهارشنبه 6 آذر1387 ] [ 20:26 ] [ باقر آریایی فر ]
درباره وبلاگ

روستای دارابکلا،از توابع شهرستان ساری ،استان مازندران،با سابقه دیرین هزار ساله می باشد.
امکانات وب
در زمستان ذوق و اندیشه
بک لینک فا